حالا که خوب میدونی برات یه بی قرارم
به شوق دیدن تو اشکامو کم میارم
بازم می خوای بمونم همیشه چشم براهت
بادوتا چشم گریون درحسرت نگاهت
حرفای مهربونت نگاه پرغرورت
خطوط چشمای تو قشنگی سکوتت
همه حرفامو گفتم شاید هنوز توخوابی
فقط این رو میخوام بدونی
زندگی من فقط تو بودی![]()
نوشته شده توسط محدثه تنها در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 ساعت 17:55 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
از طرف خودت ...تقدیم به خودت
برای تو که هنوز معنی دوست داشتن رو نمی دونی
بی خبر رفتی...چرا
بای تا های
اگه منو نمی خوای ...بگو...تعارف نکن..
چرا نمیای.....من منتظرم
میشه بپرسم چرابهم سر نمی زنید...
من دارم بزرگ میشم....
درباره وبلاگ

دلم می خواست همیشه اون چیزایی رو که نمیشه به زبون بیارم ‘لااقل بنویسم ...اما حالا میبینم که حرفی واسه گفتن ندارم ..اسمم محدثه...17 سالمه ..شعر میگم اما دوس ندارم شعرامو واسه همه بخونم ..دوس داشتین برام نظر بذارید ..تا بعد
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY