دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ايوان مي روم و انگشتانم را
بر پوست كشيده شب مي كشم
چراغهاي رابطه تاريكند
چراغهاي رابطه تاريكند
كسي مرا به آفتاب
معرفي نخواهد كرد
كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردني است
((فروغ فرخزاد))
نوشته شده توسط محدثه تنها در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 ساعت 13:39 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
از طرف خودت ...تقدیم به خودت
برای تو که هنوز معنی دوست داشتن رو نمی دونی
بی خبر رفتی...چرا
بای تا های
اگه منو نمی خوای ...بگو...تعارف نکن..
چرا نمیای.....من منتظرم
میشه بپرسم چرابهم سر نمی زنید...
من دارم بزرگ میشم....
درباره وبلاگ

دلم می خواست همیشه اون چیزایی رو که نمیشه به زبون بیارم ‘لااقل بنویسم ...اما حالا میبینم که حرفی واسه گفتن ندارم ..اسمم محدثه...17 سالمه ..شعر میگم اما دوس ندارم شعرامو واسه همه بخونم ..دوس داشتین برام نظر بذارید ..تا بعد
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY